تبليغاتX
بهانه هایی برای بودن
 

نشسته ام هنوز


کنار پنجره
 
شاید ستاره ها از کنار پنجره سرک بکشند...
 
 
+ 87/02/30---golenasrin |
شب...


شب از راه رسیده
پر از راز دیرین
ز چشمان فرهاد
ربوده خواب شیرین
ببین چشم مجنون که بنشسته در خون
از آن زلف شیدا که بگشوده لیلا
آمده شب از راه دور
این شب چون سنگ صبور
تا که مجنون، چشم پر خون، پیش او رسوا کند
تا که فرهاد، عشق بربادرفته را پیدا کند


 تصنیف  شب

صدای آقای کمانگری

تنظیم آقای سینا جهان‌آبادی

شعر و آهنگ از آقای امیر حسین سام

پی نوشت:موسیقی زیبا و اصیل ایرانی یکی از چیزهاییه که نمیتونم ازش بگذرم

       

   21اردیبهشت 87  

+ 87/02/22---golenasrin |
سی سالگی!(تولدم نیست!)

میگن خوبه آدم هیچ وقت احساس پیری نکنه حتی در ورود به سی سالگی ...

ولی من خیلی باور نمی کنم چون اگه بخوای جوونتر از سنت باشی یا رفتار کنی همه یا به عقل آدم شک می کنن یا یه مثنوی هفتاد من تفسیر می کنن اندر احوالاتی که تو چرا تا حالا خوب موندی!
و ابراز تعجب فراوان از اینکه  تو یه بچه شش ساله داری!!!




پی نوشت1: من هنوزم دلم می خوادمثل بچگیهام پر سرو صدا بودم ...
فقط بعضی بازیهای پیشنهادی پوریا یه کم برام سخته مثل دزد و پلیس بازی!

پی نوشت 2 : این پستو نوشتم که روی دوستمو زمین نندازم که میگه چرا پستهای خانوادگی نمی نویسی!منم نمیدونم به زبونی تفهیم کنم اینجا تنها جاییه که فقط برای خودم هستم و سوژه هایی که بشه درموردشون نوشت ندارم!

پی نوشت ۳:این دفعه هم موسیقی گذاشتم به یمن حضور یکی از دوستان(کامنتها) که باعث شد لینک این موسیقی زیبا رو پیدا کنم...

پی نوشت ۴:
وبلاگ  تکنولوژی ازمایشگاهی هم به روز شد

                      گوش کنیدسلام آخر-احسان خواجه امیری(سرعت بالا)


 
                                            
+ 87/02/15---golenasrin |
"چه خبر"
 
هان ای باد صبح
تو که از همه گلها خبر داری
چه خبر به من از یار من آری
تو که از شب مویش گذر کردی
تو که بر گل رویش نظر کردی
 تو که آوری از بوی او
چه خبر به من از سوی او
چشم دل به در
تا بار دگر
آیدم از او خبر

هان ای نوبهار خبری به من از یار من باز آر
آیا بردی از یادم
هان ای نامه رسان برسان به یارم سلامم
که نپرسد هیچ از حال من
 خبری از دل تنگم بگیر
که به دام تو فتاده اسیر

تصنیف «چه خبر»
عود: شهرام غلامی
کمانچه: شروین مهاجر
دف: حریر شریعت‌زاده
تنبک: امیرعلی سام
سه‌تار: امیرحسین سام
 
 
پی نوشت:متاسفانه لینک دانلودشو پیدا نکردم
+ 87/02/10---golenasrin |
تردید!

فکر میکنم من هم باید بروم ؛حکایت ما هم شده یک نفس به شماره افتاده که هر لحظه ممکنه برای همیشه خاموش بشه خسته ام از این دنیای غریب ، گویا کسی نه باورمان دارد و نه ما را می بینند هر جا که قدم گذاشتیم با  چشمان گرد شده از تردید و با نگاهی عاقل اندر سفیه شاید فقط تحمل شدیم ...آری تحمل!و صد البته به جرم خانم بودن شاید!...


پی نوشت:
بین دوراهی موندن و تعطیل کردن وبلاگم مونده ام تا دوستان و خوانندگان چی بخوان ...شاید به زودی از همه خدا خافظی کرده و از بلاگفا برم
+ 87/02/08---golenasrin |
 رفتن و شروع یه احساس بد
 
 و گفتن کلمه کاش!...

چند بار باید تکرار شود؟
 
+ 87/02/07---golenasrin |
غربت!

 
واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام میشینه

 
+ 87/02/04---golenasrin |