تبليغاتX
بهانه هایی برای بودن
با حافظ

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی            خرقه  جایی گرو باده ودفتر جایی

دل که آیینه شاهی ست غباری دارد                  از خدا می طلبم صحبت روشن رایی

کرده ام توبه دست صنمی باده فروش            که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی

جوی ها بسته ام از دیده به دامان که مگر          در کنارم بنشانند سهی بالایی

کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست              گشته هر گوشه چشم از غم دل دریایی

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان               ورنه پروانه ندارد به سخن پروایی

نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج              نروند اهل نظر از پی نابینایی

سخن غیر مگو با من معشوقه پرست                  کزوی و جام می ام نیست به کس پروایی

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت      بر در میکده ای با دف و نی ترسایی

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد                آه اگر از پی امروز بود فردایی

 

+ 86/08/26---golenasrin |
عشق و دیوانگی ..
در روزگاری که هنوز هیچ آدمی وجود نداشت ؛ همه ی حس های انسان در یک جا جمع شدند تا با هم قایم باشک بازی کنند.

قرار شد که دیوانگی چشم گذارد؛

دیوانگی شروع به شمارش کرد. 100 - 99- 98 - 97 و...

هر حسی به جایی رفت؛ پلیدی خود را در پشت شب قایم کرد؛ محبت خود را به دریایی انداخت؛ استقامت پشت کوهی قایم شد؛ تلاش همچنان تلاش می کرد و ...

هر حسی به جایی رفت

و اما عشق ...

عشق نیز خود را در پشت گل سرخی قایم کرد؛ و دیوانگی همچنان می شمرد : 5-4-3-2-1- و...

دیوانگی یکی یکی تمام حس ها را پیدا کرد ولی نتوانست عشق را پیدا کند

دیوانگی دیوانه وار به دنبال عشق می گشت. تا اینکه پی برد که عشق در پشت گل سرخی پنهان شده؛ دست خود را انداخت تا عشق را بیرون بکشد ؛ ولی ناگهان انگشت دیوانگی یک چشم عشق را کور کرد. عشق ناراحت شد و به دیوانگی گفت که این چه کاری بود که کردی ؟

دیوانگی گفت: حاضرم جبران کنم

عشق گفت : چگونه؟

دیوانگی گفت من به جای آن چشم تو در دنیا راهنمای تو می شوم

عشق گفت : قبوله

و آن به بعد شد که دیوانگی یک طرف عشق است و عاشق همیشه دیوانه...

 

+ 86/08/24---golenasrin |
چند روش براي پاک کردن ذهن و جسم

 

1- روزه بگیرید
گزینه های مختلفی برای روزه گرفتن وجود دارد. برنامه و زمانی ا انتخاب کنید که برای شما مناسب باشد. بهتر است روزهای شلوغ کاری و یا آخر هفته هایی که همسرتان نقشه های بزرگی در سر دارد، را به این کار اختصاص ندهید. سعی کنید زمانی که روزه هستید تنها باشید، چراکه امکان دارد کمی سست و بدخو شوید.

فواید سم زدایی: بدن شما نیازمند این فرصت است که تمام سم های جمع شده در خود را تصفیه کند. کارهای متفاوتی می توان در مورد این قضیه انجام داد. اما در اکثر موارد، گزارش شده است که در افراد پس از باز کردن روزه، احساس تنبلی رخت بر میبندد و احساس پر انرژی بودن به آنها دست می دهد. روزه گرفتن متابولیسم بدن شما را بهبود می بخشد، و بدن را از سموم مختلف که شریان خونی و دستگاه گوارش را مسدود کرده اند، پاک می کند.

۲- ذهن خود را پاک کنید
به تنهایی در یک اتاق بنشینید، آرام باشید و بر روی خالی کردن ذهن خود متمرکز شوید. تصور کنید که استرس های شما توسط یک شیشه پاک کن از پنجره ذهنتان محو می شوند. مشکلات و فشارها ناپدید می گردند. خوش بین باشید و نقاط مثبت هر موقعیت را در نظر بگیرید.

فواید سم زدایی: وقتی به حال خود رها شوید، سم ها جای ثابتی در بدن و ذهن شما پیدا می کنند و احتمالا باعث بیمار کردن شما می شوند. زمانی را به خود اختصاص دهید تا انرژی از دست رفته را باز جویید و سعی کنید به هیچ وجه به افکار مسموم فکر نکنید.

خود را از بدی ها خالی کنید

۳- نفس عمیق بکشید
زمانی که تحت فشار قرار می گیرید برای چند ثانیه بر روی نفس کشیدن خود تمرکز کنید و از این طریق به خود آرامش دهید. نفس عمیق بکشید تا هوا به درون ریه هایتان وارد شود. منبسط و منقبض شدن شش های خود را احساس کنید و اکسیژن تازه را جایگزین هوای کهنه و مانده نمایید. هر موقع که می توانید بیرون بروید (به ویژه به ییلاق) تا هوای دورن ریه ها و گرایشات درونی خود را تازه کرده و طراوت بخشید.

فواید سم زدایی: تنفس عمیق و آرام سبب می شود تا میزان آدرنالین خون تا حد زیادی کاهش پیدا کنید و در زمانی که با شرایط استرس زا مواجه می شوید، راه های "مواجهه یا فرار" از مشکلات را دقیقتر تحلیل و بررسی نمایید. میزان کمی آدرنالین برای بقای حیات مفید می باشد، اما اگر مقدار زیادی از آن در بدن انباشته شود، نه تنها بدن را مسموم ميكند، بلکه باعث می شود که رگ های خونی نیز آلوده شده و مسیرشان مسدود گردد.

۴- از بدن خود بیشتر مراقبت کنید
کم بخورید و از غذاهای سبک تر استفاده کنید. مصرف الکل را متوقف کنید، سیگار کشیدن را ترك نمایید و برای چند روز در رژیم غذایی خود از گوشت قرمز استفاده نکنید. از محصولا غذایی غیر شیمیایی بهره بگیرید تا سموم بدن شما زدوده شود و سیستم گوارشی بدنتان نیز از آلودگی ها پاک گردد. تا می توانید آب بنوشید؛ این کار باعث بالا رفتن ذخیره آب بدن شده، فرایند سم زدایی را تسریع می بخشد و به شما کمک میکند عادات غذایی خود را تغییر دهید. زمانی که سردرد دارید، دچار گرفتگی عضلات شده اید، و علائمی بیماری در حال افزایش است، خوب است تا پیش از مراجعه به جعبه داروها به همیوپاتی روی بیاورید.

فواید سم زدایی: زمانی که متابولیسم بدن آرام می شود، کبد بهتر کار می کند و غذا بهتر هضم می شود. زمانی که از غذاهای ناسالم استفاده نمی کنید و دستگاه گوارش مجبور نیست به تندی کار کند، خوب بالطبع احساس بهتری خواهید داشت. به چیزهایی که می خورید توجه بیشتری مبذول فرماید، چرا که از این طریق می توانید آداب غذایی خود را بهبود بخشیده و سلامت خود را تضمین کنید.

وضوح ذهنی خود را تا آخرین حد ممکن افزایش دهید

۵- استرس بیش از اندازه را حذف کنید
توجه خود را بر روی مسائل مهم متمرکز کنید و مسائل جزئی و افکار استرس زا به دور بیندازید. از نگرانی های بی حد و حصر به شدت دوری کنید. سعی کنید فرد مثبتی باشید و از دیدن نیمه خالی لیوان پرهیز کنید. هیچ کار دیگری از دست شما ساخته نیست جز متوقف کردن افکار مسموم و استرس زا.

فواید سم زدایی: اضطراب شما را در جای خود میخکوب ميكند و ترس و وحشت بدن شما را فلج می نماید. بیشتر مواردی که ما به خاطر آن خود را نگران می کنیم، اصلا در زندگی اتفاق نمی افتند. پس بهتر است خودتان را از شر این افکار منحوس خلاص کنید.

۶- در مورد مشکلات خود صحبت کنید
شرایطی که با آن مواجه هستید، را درک کنید و بعد آنرا با دیگران در میان بگذارید. نگه داشتن تمام مشکلات و کاستی برای خود تنها باعث افزایش استرس می شود. اگر کسی را ندارید که با او مشورت می کنید می توانید مشکلات خود را بر روی یک کاغذ بنویسید، آنها زمانی که از دور به آنها نگاه می کنید، کمتر عذاب آور و ناراحت کننده جلوه می کنند. فرض کنید از یکی از رفقا به این دلیل که هفته گذشته دوبار پول نهار خود را به گردن شما انداخته، ناراحت هستید. زمانی که این مسئله را دقیق تر تحلیل و بررسی می نمایید، شاید یادتان بیاید که او یک ماه پیش پول یک رستوران گران قیمت را حساب کرده بود. همیشه سعی کنید قبل از حرف زدن فکر کنید، به ویژه در زمان عصبانیت.

فواید سم زدایی: رفتار و گفتار خصمانه باعث ایجاد مسمومیت و خلق محیط ناخوشایندی می شوند. اگر همه چیز را در ذهن خود تحلیل و بررسی نمایید، میتوانید تصمیم های مناسب تری اتخاذ کنید. افکار منفی واکنش ذهن شما را مختل ساخته، دستگاه گوارش را از کار می اندازد و استرس را افزایش می بخشد.

۷- حرکت کنید
به چشمه های آب معدنی بروید و سموم بدن خود را پاک کنید. ماساژ درمانی را شروع کنید تا فشارهای ماهیچه ای از بدن شما خارج شوند. درست تنفس کنید تا اکسیژن بیشتری در رگهای خونی شما جریان پیدا کند.



این کار زمان می خواهد
عمل پالودن ذهن و جسم امری نیست که به سرعت انجام پذیر باشد. این نکات راه حل های آنی نیستند، اما به شما کمک می کنند که گزینه های سالم تری را انتخاب کنید. اگر می خواهیم به طور جدی با عادات بد خود مبارزه کنیم، باید همیشه از تفکرات درونی، عکس العمل ها و کاستی های خود آگاه باشیم. ابتدا باید نسبت به حیطه مشکلات خود آگاه شوید و بعد برنامه های روزانه خود را با احتساب به این امر حل و فصل نمایید.

حال که آگاه شدید که سمومی در کمین جسم و ذهن شما نشسته اند، تصمیم های مناسبی نسبت به آنها اتخاذ نمایید، بی حالی و سستی را کنار بگذارید و از بروز بیماری جلوگیری کنید. به این منظور می توانید از برخی رفتارهای پالاینده و سم زدا بهره بگیرید.

به نقل از سایتهای پزشکی

+ 86/08/21---golenasrin |
سکوت

 

نمی دانم

چرا سکوت قلمم را هم برداشته دست هایم هم دست سکوت را

فشرده اند !

و من

منتظر دستهایم می مانم شاید روی بخار پنجره! بنویسم

 

 فکرم  هم در لاک خود فرو رفته

 

شاید فردا روز دیگری است...

+ 86/08/16---golenasrin |
گریه کن

 

گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرهم این راه دوره

سربده آواز هق هق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه

بذار پروانه ی احساس
دلتو بغل بگیره
بغض کهنه رو رهاکن
تا دلت نفس بگیره

نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره

+ 86/08/08---golenasrin |
چشم مادر
چشم مادر
مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره
خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت ایی یی یی .. مامان تو فقط یك چشم داره
فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..
كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو بخندونی و خوشحال كنی چرا نمیمیری ؟
اون هیچ جوابی نداد....
حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداسته باشم
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...
از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم
تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو
دعوت كرده كه بیاد اینجا ، اونم بی خبر
سرش داد زدم “: چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!”
گم شو از اینجا! همین حالا
اون به آرامی جواب داد : “ اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی
اومدم “ و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .
یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار
دانش آموزان مدرسه
ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .
بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی .
همسایه ها گفتن كه اون مرده
ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم
اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه بدن به من
ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا
ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از
دست دادی
به عنوان یك مادر نمییتونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم
بنابراین مال خودم رو دادم به تو
برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه
با همه عشق و علاقه من به تو
مادرت.
+ 86/08/01---golenasrin |