تبليغاتX
بهانه هایی برای بودن
تسلیت

شهادت خانم فاطمه زهرا (س) اسوه پاکی ،تقوا ،ام ابیها بر همه شما دوستان عزیز تسلیت میگویم .
 

در گذشت مرجع عالیقدر شیعه جناب حضرت آیة ا...فاضل لنکرانی(مرجع تقلید خودم) نیز تسلیت باد .

+ 86/03/29---golenasrin |
×××
سلام
می خواستم آپ کنم اما واقعا نمیدونم از چی بنویسم نمیدونم چرا دلم نیومد از حرفهای نا امید کننده و یا از رنج آدمها بنویسم  حتی اینکه مثلا یه دوستی بدونه من الان چه حسی دارم ...اما همیشه دلم میخواد چیزی بنویسم که ارزش خوندن داشته باشه وحداقل برای کسی مفید باشه اما قلمم شاید فکرم با من همکاری نمیکنه ان شاءا... کمی ازمشغله هایم کم بشه سعی میکنم فعالتر باشم.
                                             
                                     
 از همه دوستان خوبم که به من و وبلاگم لطف داشته و سر میزنن و با حرفها و نظراتشون به من انگیزه و امید میدن ممنونم .
 
                                
+ 86/03/20---golenasrin |
نامه ای به پدر!!
نامه اي به پدر!

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
ادامه مطلب
+ 86/03/11---golenasrin |
مهم
 
اینم برای دوستانی که وبلاگهاشون به اشتباه فیلتر شده
میتوانند به آدرسهای زیر تماس بگیرندآدرس پست الکترونیکی و تلفنهای بخش فیلترینگ شرکت فن آوری اطلاعات
آدرس پست الکترونیکی: Filter@dci.ir
تلفن تماس: 88031531 -  88053265 - 88053266
برای داشتن  اطلاعات کاملتر به اینجا مراجعه کنید

+ 86/03/09---golenasrin |
آدمکها
چشماش پر از خستگی بود او تنها بود ازاینکه مجبور بود توی دنیای آدمکها باشه دلخور بود آخه آدمکها تو خالی بودند چشمهاشان پر از تمسخر بود و وقتی سرشان را تکان میدادند مثل قلک صدای سکه میداد!
آدمکها با طلوع خورشید راه میرفتند و با غروب خورشید بیحرکت می شدند بدون اینکه از خورشید چیزی بدانند او آدمکهای کوکی را نگاه می کرد اونا گاهی قلکهای همو باز میکردند و قلک خودشان را ابلهانه تکان میدادند
 
او آرزو میکرد توی دنیای آدمکها نبود ...
...
 
+ 86/03/04---golenasrin |