تبليغاتX
بهانه هایی برای بودن
عادت
 
*****
 
  هرگزنخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم
 
      یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت
 
        بکنم هرگزنخواستم که به داشتن
 
        تو عادت بکنم بگم فقط مال
 
        منی به تو جسارت بکنم
 
  *****
+ 85/03/31---golenasrin |
تغییر
 

تغيير زندگي

در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد. بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت . نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد. ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد. پادشاه در ان يادداشت نوشته بود:هر سد و مانعي مي تواند يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد.

+ 85/03/29---golenasrin |
سلام
سلام
ممنون از حضور دوستای عزیز و مهربونم منتظر نظراتتون هستم فراموشتون نکردم .یه گرفتاری داشتم به کمک خدا سعی کردم حلش کنم حالا بیایید و نظر بدید هزار دفعه هم باشه تکراری هم باشه باز هم  خوشحال میشم
+ 85/03/28---golenasrin |
فرازهای عاشقانه از قلب یک یوگی
خدایا! در اعماق قلبم شاه نشینی نهان برای تو دارم.
شمع های سرورم به امید امدن تو فروزانند.
ان زمان که بیایی این شعله ها تابناک تر می شوند.
خواه بیایی، یا نه....
با اشک هایم تمامی این دنیای مادی را فرو خواهم شست.
خدایا! برای خرسندیت، با اشک هایم که به عطر عشق اغشته اند،
پاهای سکوت تو را خواهم شست
و محراب روحم راتا امدنت خالی نگاه خواهم داشت.
لب نخواهم گشود و از تو چیزی نخواهم خواست.
تو الام و رنج انتظار این قلب شوریده را می شناسی.
تو دعای مرا می شنوی
و می دانی که به هیچ کس دیگر چون تو عشق نمی ورزم.
خواه بیایی، یا نه....
به انتظارت خواهم نشست....
حتی تا ابد!
                                        پاراماهانزا یوگاناندا
 
+ 85/03/28---golenasrin |
تقدیم به دوستای خوبم
تقدیم به همه
+ 85/03/27---golenasrin |